ناصر الدين شاه قاجار
46
سفرهاى ناصر الدين شاه به قم ( فارسى )
روز پنجشنبه 11 [ شوال ] : امروز بايد رفت محاذى دير بهرام ، لب رودخانهء شور منزل كرد : صبح از خواب برخاسته سرحمام رخت پوشيديم . بسيار سرد بود ، بعد سوار كالسكه شده رانديم . از سياه پرده سوارهها و غيره همه بودند . امين خلوت و غيره رفتهاند كوير ، اميراخور هم نبود . سياچى هم نبود . رانديم ، دو فرسنگى كه رفتيم سوار اسب شدم ، تفنگ بر دوش ، ميرشكار و غيره بودند . آهو [ ها ] از جنگل تكتك مىآمدند . در جنگل جلو دو تكه آهو را گرفتم . زمين خار و غيره بود ، اسب نمىديد ، آهو از دور گذشت ، انداختم ، تكه زخمى شد ، رفت . بعد نزديك رودخانهء شور يك آهوى تكه آمد ، اسب انداختم ، روى تاخت زدم ، افتاد . تكه چر بود ، بسيار ذوق كردم ، همانجا پياده شده رفتم كنار رودخانه به ناهار افتاديم ، آفتابگردان بند نمىشد ، توى كالسكه ناهار خورديم ، در اين بين سه آهو از جنگل سواره دوانده آوردند ، يكى از آنها از كال 52 رودخانه جست آمد كنار رودخانه ، ما را ديد زد به آب رودخانه غرق شد ، بعد درآمد ، جلو رودخانه كال بزرگى بود ، خواست بجهد بالا ، نشد ، افتاد زمين ، دو سه دفعه جست افتاد زمين . زياد تماشا داشت ، تازى كشيدند ، اين دفعه از گال جست رفت ، تازى هم نگرفت . حاجى مشهدى قلى آقا باز شعر خواند ، پيشخدمتها بودند . بعد از ناهار سوار شده از رودخانه گذشتم ، شتر كلايى قدرى بودند ، بچه زاييده بودند ، تماشا كرديم ، از آنجا رفتيم دير آنجا را تماشا كرده آمديم منزل . يك خرگوش هم زدم ، يك تكه آهو ميرشكار ، يك تكه آهو ولى زدند . يك تكه هم غلامان شاهسون آوردند ، چهار ساعت به غروب مانده آمديم منزل . الحمد لله خوش گذشت ، يك آهو هم جلوداران آوردند ، صاحب جمع به كوير رفته بود ، دوازده عدد تكه آهوى بزرگ با تازى گرفته آورده بود . سه چهار آهو هم امين خلوت گرفته بود . شب ، بعد از شام مردانه شد ، طولوزون ، يحيى خان ، محقق و غيره آمدند ، تارچى ، سنتورچى آمده قدرى زدند . بعد خوابيديم Unchi Kameleni . . . .